حضرت زهرا (س)

خلاصه اشک!

چه سرگذشت عجیبی است، رنج های دختر یک پیامبر زجر کشیده! فکر کنم همیشه وقتی علی به در خانه می رسید، به عشق دیدن فاطمه، همه رنج هایش را مثل «در خیبر» از جا می کند و پرت می کرد یک طرف، و با تمام وجود لبخندی بر لبش نقاشی می کرد، تا مبادا خاطر …

خلاصه اشک! ادامه »

کاش کبوتر بودم…

چقدر کبوتر اینجاست. واقعاً عجیب است! اینجا جز خاک چیزی دیگری نمی توان یافت، جز کوهی از غربت. باور كن بقيع همين جاست… و اين همه غربت در اين گوشه دنيا، يك جا جمع شده اند، والا چه دلیل دیگری برای کبوتر که در زمینی خشک منزل گزیند؟ خوشا به حالت خاک خوش به حال …

کاش کبوتر بودم… ادامه »

براي آشتي آمده‌ام (1)

چقدر دلم گرفت از غربت شهري كه كوچه نداشت. كوچه حتما همين حوالي درب خانه ات هست، دري كه آن هم  ديگر با ديواري بسته شده بود، مثل باب جبرائيل… چقدر خانه تو و پدرت به هم نزديك است، حتما دلت براي پدرت زياد تنگ ميشده، حتما طاقت دوري اش را نداشته اي… يا او …

براي آشتي آمده‌ام (1) ادامه »

السلام علیك یا خورشید

ای نخست همیشگی یكتا آفتاب قدیمی‌دنیا سیب سرخ بهشت پیغمبر یك سبد یاس بر جمال شما ابتدایت همیشه نامعلوم انتهای تو نیز ناپیدا راستی گر نباشی ای بانو چه غریب است حرف‌های خدا خانه‌ات پایتخت این عالم حجت من حدیث سبز كسا فاطمه ای فرشته خیرات بر تو و خاندان تو صلوات چشم‌هایت ستاره می‌بارد …

السلام علیك یا خورشید ادامه »